كتاب العبر در سه بخش است‌: 1) مقدمه‌، كه مدخلي است فلسفي‌؛ 2) تاريخ عرب‌، نبطيان‌، سريانيان‌، ايرانيان‌، يهوديان‌، قبطيان‌، يونانيان‌، روميان‌، تركان و فرنگان‌؛ 3) تاريخ قبايل بربر و سلسله‌هاي اسلامي شمال آفريقا. در چاپ عربي (بولاق 1867 در 7 جلد)، جلد 1 شامل بخش‌ اول‌، جلد 2ـ5 بخش دوم و جلد 6،7 بخش سوم است‌. جلد 7 شامل سرگذشت خانواده و خود او هم هست‌. صرف‌نظر از مقدمه‌ٴ فلسفي كه بعداً، بدان خواهيم پرداخت‌، بخش دوم خيلي‌ مفصل‌تر و كم اهميت‌تر از بخش سوم است‌. بي‌شك‌، بيشتر از مآخذ دست دوم اقتباس شده‌ است و چندان خوب نيست‌، در حالي كه تاريخ شمال آفريقا، بخشي براساس آشنايي بسيار طولاني و نزديك موٴلف با بسياري از مردم و اوضاعي است كه توصيف كرده است‌. ابن خلدون‌ فرصتي خارق‌العاده براي كسب مدارك از دربارها و ديوان‌ها، حتي از مخالفان و دشمنانشان‌ داشته است‌. با اين حال‌، عموماً پذيرفته شده كه تاريخ بربر به آن خوبي نيست كه از چنان‌ شخص مطلعي انتظار مي‌رفت‌، كسي كه از بزرگ‌ترين صاحب‌نظران تاريخ‌نگاري شناخته شده‌ است‌. ولي اين جز تأييدي بر يك قاعده‌ٴ كلي معروف نيست‌: ((بهترين ناقد الزاماً بهترين‌ پديدآورنده هم نيست‌)).
شايد حجم‌، تنوع و ناهم‌خواني اطلاعات ابن‌خلدون دست او را بسته‌؛ اين امر ما را در مورد شناخت علت قصورِ گاه و بي‌گاهش‌، در سبك و تعقيد گاهگيرش در ارائه‌ٴ مطالب كمك مي‌كند. هم‌چنين بايد حوادث بي‌شمار زندگي‌اش را در نظر داشته باشيم‌، كه هرچند بر امكان مشاهداتش‌ مي‌افزود، دشواري‌هايش را در مقام نويسنده هم خيلي بيشتر مي‌ساخت‌.
3. فلسفه‌ٴ تاريخ و جامعه‌شناسي‌. پيش از بحث در عقايد ابن خلدون در اين موضوع مهم بهتر است مقدمه‌ٴ كتاب العبر را مورد بررسي قرار دهيم‌، كه اين عقايد در آن اظهار شده است‌. آن كتاب‌ در ماه‌هاي محرم تا جمادي‌ثاني سال 779 ه ق در جريان اقامت او در قلعه‌ٴ ابن سلامه‌ خلاصه‌نويسي شد و بعدها، آن را بسط داد.
كتاب العبر با ديباچه و مقدمه‌اي آغاز مي‌شود، در بيان ارزش تاريخ به‌طور عام‌، برنامه‌ٴ كار او و منابعش‌، روشي كه دنبال مي‌كند و خطاهايي كه بايد از آن برحذر بود. مقدمه به نحوه‌ٴ توصيف‌ و بحث در جامعه‌ٴ انساني و جنبه‌هاي مختلف آن پرداخته (از قبيل زندگي چادرنشيني و اسكان‌يافته‌، وسايل معيشت‌، علوم و صنايع‌، علل و عوارض اجتماعي‌). مقدمه در شش بخش‌ است كه محتويات آن به اختصار بيان شد (بحث مبسوط برخي عنوان‌هاي آن را مي‌توان در قسمت‌هاي بعدي ملاحظه كرد):
الف‌) در باب تمدن‌. جغرافيا و مردم شناسي‌. ارتباط با جهان نامشهود كه توسط انبياي مرسل‌ تأمين مي‌شود؛ روان شناسي وحي و غيره‌.
ب‌) بحث در فرهنگ چادرنشيني و تفاوت آن با فرهنگ شهرنشيني (تمدن بدوي و